|
شكار تروفه،مدافع يا مهاجم؟!
همراه با پيشرفتهاي بشر و رسيدن به خودكفايي غذايي(از منظر توليدات گياهي و حيواني) آرام آرام شكار براي گوشت معناي حقيقي خود را از دست داد و كم كم مقوله شكار با نقدهايي از طرف سازمانها و حتي عموم مردم به دلايل گوناگون از جمله كم شدن تعداد وحوش مواجه شد.از آنجا كه شكار براي تفريح در اكثر نقاط جهان در حال به زير سوال رفتن بود،شكار گران بر آن شدند تا به نوعي جديد و رنگ و بويي عوام فريبتر ظاهر شوند تا بعلاوه ارضا شدن هوسشان بتوانند افكار عموم را هم با خود همراه سازند.اين بود كه شكار ورزشي يا همان تروفه به ارمغان آمد و متاسفانه اين نوع شكارگران توجيهاتشان آنقدر زيبا و عوام فريب بود كه در اكثر موارد توانستند عموم را با خود هم سو و هم صدا نمايند وآنچنان تعريفي از شكار عرضه كردند كه نه تنها ديگر مهاجم به طبيعت طلقي نشوند بلكه عده كثيري هم ايشان را مدافعان جان باخته طبيعت قلمداد كنند! شكار ورزشي(تروفه)بر اساس تعريفي،شكار حيوانات نر،پير وسالخورده است كه در راستاي اين امر سازمانهاي متعددي در جهان تشكيل شده و به ركوردگيري و ثبت بهترين شكارها(سن،زيبايي و ...)در كتابها،اهداي جوايز و مدال و ديپلم به اين قبيل شكارگران مي كنند كه از مهمترين اين سازمانها مي توان به ROWLAND-WARDSبا بيش از 125 سال سابقه اشاره كرد كه هر چهار سال يكبار آمار برترين هاي شكار پنج قاره را در كتابي چاپ مي كند و نيز انجمن CIC و بون اند كراكت و نيز كاپ معروف ودربي در آمريكا كه هر چند سال يكبار به برترين شكارگر اهدا ميكنند.(مجله شكار/شماره 8/صفحه64) گفته ميشود اين سازمانها در راستاي ممانعت از شكار حيوانات ماده و نرهاي جوان ويا تعداد كشي دست به چنين اقداماتي مي زنند،حال جاي پرسش وجود دارد كه آيا كساني جز شكارگران اين سازمانها را بنيان نهاده اند؟! شكارگران ميگويند كه اين نوع شكار به جهت حفاظت از حيوانات ماده و نيز نرهاي جوان كه داراي قابليت باروري بالا و در نتيجه حفظ نسل هستند انجام ميگيرد،چرا كه حيوانات نر سال خورده علاوه بر آن كه خود قابليت باروري كافي ندارند،به علت وجود شاخ هاي بزرگ و سنگين و استفاده از آنها جهت منازعه بر سر ماده ها مانع جفت گيري نرهاي جوان با شاخ هاي كوچك و قابليت باروري بالا با ژني قوي و سالم مي شوند و لذا شكار آنها علاوه بر تحصيل تروفه اي ارزشمند توسط شكارچي و حفظ آثار طبيعي ملي(!) حكم هرس گياهان اضافي،پير و غير بارور توسط باغبان در باغ را دارد(مجله شكار/شماره 8/صفحه65) شايد اين جملات در نظر اول بسيار مقبول بيايد اما،همين چند سطر كافيست تا توجيهي باشد براي جمعيت رو به انقراض گوشتخواران بزرگ ايران،در واقع انسان با شكار،ناخواسته تبديل به رقيب اصلي صاحبان اولين حلقه از زنجيره غذايي كه همانا حيوانات گوشتخوارند مي شود و در طول تاريخ نيز ثابت شده است كه هيچ حيواني قدرت رقابت با انسان دوپا را نداشته و نخواهد داشت. آن كل،قوچ يا گوزن پيري كه قرار است با شليك گلوله يك شكارگر هرس شود،در واقع سهم پلنگيست كه خداوند باغباني كوه و جنگل را در فطرتش نهاده است و همه مي دانيم كه اولين گزينه غذايي براي حيوان گوشتخوار پيرترين و آسيب پذير ترين عضو گله محسوب مي شود. آن قوچ نر سالخورده شايد شاخهاي مهيبي داشته باسد كه نرهاي جوان را بترساند اما در عوض به چالاكي جوانان توان گريز ندارد و حيوان گوشتخوار اين موضوع را خيلي بهتر از من و شما درك ميكند! مشكل اصلي اين است كه در اكثر موارد به پيش پاي خود مي نگريم و اصلا به چشمانمان زحمت نگاهي دقيق را نمي دهيم؛ما شايد با شليك گلوله به پير ترين عضو گله كل ها در نظر نخست به گله خدمت كنيم اما با نگاهي موشكافانه تر در مي يابيم ،اين عمل نه تنها خدمت نيست بلكه مصادف است با زدن زخمي جبران ناپذير و نابخشودني بر پيكر جمعيت پلنگان و يوزانمان! پايا همان يوز قلاده گذاري شده اي كه مرداد ماه سال گذشته در درگيري با پلنگ كشته شد،آيا به دليل كمبود منابع غذايي نمرد؟! مگر نه اين است كه در طبيعت يوز سعي مي كند از چشم پلنگ دور بماند(به دليل اندامي كوچكتر و نيروي بدني كمتر) با اين حال پايا آنقدر از گرسنگي به تنگ آمده بود كه خطر مبارزه با پلنگ را براي تكه اي گوشت به جان خريد! اين به چه معناست؟! حال ما بر سر و صورتمان مي كوبيم كه اي واي يوز و پلنگمان در حال انقراضند.آيا نبايد به جاي قلاده گذاري به فكر ازدياد غذايشان باشيم؟ همان كل پيري كه دوستان شكارگرمان به بهانه شكار تروفه مي گويند شاخه اي خشك است كه بايد با گلوله هرسش كنند،آيا يكي از همان شاخه هاي خشك نمي توانست جان پايا را حفظ كند؟! حال تصميم با شما خواننده عزيز است كه شكار(تروفه يا غير آن)را مدافع طبيعت بدانيد يا مهاجمش! ارادتمند و كوچك شما
پينوشت: 1-نيت از اين متن خرده گيري و ايضاً طرح پيشنهاد براي حفاظت از يوز نبوده و نيست،چرا كه دوستان خود بهتر از من مي دانند كه چه بايد كرد،اما آوردن اين نكات براي دوستاني كه شكار تروفه را راهي براي كمك به محيط زيست كشورمان به حساب مي آورند لازم به نظر مي رسيد. 2-اصلاً ميلي براي نوشتن دوباره متني راجع به شكار نداشتم چرا كه اگر مثنوي هفتاد من كاغذ هم از بدي هاي شكار و توجيهات منطقي بر ضد شكار بياوريم،شكارگران همچنان راه خويش را خواهند رفت و بدان دليل آنقدر توجيهات زيبايي براي ارضاي هوس خود گرد آورده اند كه سخنان خود را به سان الفاظي آسماني طلقي كرده و هر گونه نقدي بر ايشان هر چند هم منطقي باشد باعث جبهه گيري و نارضايتي آن دوستان مي گردد.اما ديدن عكس العمل دوستي نسبت به مسئله شكار باعث شد مجدداً و تنها براي توجيه ايشان متن حاضر را(همراه با كاستي هاي فراوانش كه به بزرگي خود خواهيد بخشيد) به رشته تحرير در آورم.
|+| نوشته شده توسط پیام شهابی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:27 CLEAN EARTH INTERNATIONAL DAY
با نگاهي به لينكهاي ورودي وبلاگ متوجه شدم اكثريت بازديدها از طريق جستجوي كلمه هاي زمين پاك،روز زمين پاك،حتي جمله سوالي در روز زمين پاك چه بايد كرد؟ و از اين دست كلمات با استفاده از موتورهاي جستجوگر به سمت اين وبلاگ كشانده شده اند؛لذا قرار است براي اطلاع رساني به بازديد كنندگاني كه اين روزها به دنبال اطلاعات به وبلاگ زمين پاك مي آيند از اين پس بيشتر بر اطلاع رساني و آگاه سازي بازديدكنندگان عزيز تمركز شود تا مگر گامي باشد به سوي توجه بيشتر اقشار مردم به موضوع حفاظت و حراست از محيط زيست كه همانا تاثير مستقيم در سلامت و زندگي جامعه بشري دارد،در اين راستا اولين مطلب را براي تعريف روز زمين پاك مناسب ديدم. روز جهاني زمين پاك CLEAN EARTH INTERNATIONAL DAY مقدمه: محيط زيست هديه و موهبتي الهيست كه حفاظت از آن نخستين وظيفه بشر و شايد مهمترين رسالت انسان باشد.(كه البته اين رسالت مدتهاست از ميان رفته است!)محيط زيست سالم نه تنها به سلامت انسان كمك مي كند بلكه امكان بهره برداري مناسب از مواهب الهي موجود در آن براي رفع نيازهاي بشري را فراهم مي سازد.انسان به هوا و غذاي سالم و محيط پاك براي زندگي،نياز مبرم دارد.بسياري از بيماريهاي همه گير،ناشي از آلودگي هاي زيست محيطي است كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.آب،خاك و هواي آلوده،محصول آلوده و ناسالم عرضه مي كند و انسان با مصرف مواد غذايي آلوده،بيمار خواهد شد و لاجرم مي بايد هزينه هاي بهداشتي-درماني را تقبل نمايد(البته اين كمترين خسارتيست كه با بي توجهي به محيط زيست گريبان گير نسل بشر مي شود،شايد اگر همان گونه كه تا به حال در طول تاريخ عمل كرده ايم پيش رويم ديگر زميني براي نسلهاي بعد،يا شايد نسل بعدي براي زمين باقي نماند!). محدوديت منابع: مهمترين معضل قرن حاضر محدود بودن منابع موجود در طبيعت مي باشد.نيازهاي اساسي ميلياردها انسان بر روي كره خاكي وابسته به آب،خاك،پوشش گياهي،ذخاير دريايي،معادن و ديگر منابع موجود در اين سياره است كه بخشي از اين منابع،مانند معادن،پايان پذير و غير قابل جايگزين مي باشد.منابع طبيعي قابل تجديد مانند جنگلها،مراتع،ذخاير دريايي و نظاير آن نيز از يك سو به علت بهره برداري بي رويه(كه همچنان نيز ادامه دارد)و از سوي ديگر به سبب نيازهاي روز افزون جهاني فرصت لازم را براي احياء و رسيدن به بهره وري نمي يابند.
پسماند به مواد جامد و يا مايعي گفته مي شود كه به طور مستقيم يا غير مستقيم حاصل فعاليت انسان بوده و زائد تلقي مي شود.پسماندها به پنج گروه تقسيم مي شوند: الف-پسماندهاي شهري:به پسماندهايي گفته مي شود كه به طور معمول از فعاليت هاي روزمره انسانها در شهرها و خارج از شهرها توليد مي شود،از اين قبيل مي توان به زباله هاي خانگي،زباله هاي ناشي از فعاليت هاي ساختماني،نخاله هاي ساختماني و...اشاره كرد. ب-پسماندهاي بيمارستاني:به پسماندهاي عفوني و زيان آور بيمارستانها،مراكز بهداشتي،درماني و آزمايشگاههاي تشخيص طبي و ساير مراكز مشابه گفته مي شود.ساير پسماندها از قبيل پسماندهاي غذايي،فيلم ها و داروهاي راديولوژي و مشابه از شمول اين تعريف خارج است. ج-پسماندهاي ويژه:به پسماندهايي گفته مي شود كه به دليل دارا بودن حداقل يكي از خواص خطر ناك از قبيل:سمي بودن،بيماري زايي،قابليت انفجار يا اشتعال،خورندگي و مشابه آن،نياز به مراقبت ويژه داشته باشند(از خطرناكترين اين زباله ها مي توان به زباله هاي هسته اي كه حاصل فعاليت نيروگاههاي هسته و به نوعي مواد راديو اكتيوي مصرف شده است اشاره كرد). د-پسماندهاي كشاورزي:به پسماندهاي ناشي از فعاليتهاي توليدي در بخش كشاورزي گفته مي شود.از قبيل:فضولات،لاشه ي حيوانات(دام،طيور و آبزيان)،محصولات كشاورزي فاسد يا غير قابل مصرف. ه-پسماندهاي صنعتي:به پسماندهاي ناشي از فعاليتهاي صنعتي،معدني و پسماندهاي پالايشگاهي ،نيروگاهي و امثال آن گفته مي شود. از قبيل براده ها، سرريزها و لجن هاي صنعتي.
مصرف سرانه كاغذ يكي از شاخص هاي توسعه اقتصادي تلقي مي شود.با وجود گسترش رايانه هاي شخصي در سراسر جهان،كه خود مي تواند بر مصرف كاغذ اثر به سزايي داشته باشد،اما هنوز هم ميزان مصرف كاغذ يكي از معيارهاي عمده ارزيابي توسعه اقتصادي جوامع تلقي مي گردد.سطح پوشش جنگلي در بسياري از كشورهاي در حال توسعه(از جمله ايران)در دو دهه اخير به شدت كاهش يافته و اين در حاليست كه به عقيده كارشناسان،جنگل،ريه زمين تلقي شده و نقش كليدي در پاكسازي هوا،جلوگيري از بروز سيلاب ها و حفاظت از خاك دارد.در حالي كه ميزان جمع آوري مواد سلولزي قابل بازيافت در كشورهاي اروپايي بيش از هفتاد درصد است،در ايران اين رقم حدود ۲ درصد از كل اين مواد را تشكيل مي دهد و مابقي آن دور ريخته مي شود.بر اساس گزارش اخير انجمن صنايع كاغذ،روزانه ۵ تا ۵/۶ هزار تن زباله توليدي شهر تهران،دفن مي شود كه طبق آمارهاي موجود،حدود 8/5 تا 10 درصد آنرا مواد سلولزي قابل بازيافت تشكيل مي دهد(بايد توجه داشت كه اين آمار در سال ۱۳۸۳ صادق بوده است).
-مواد سلولزي چنانچه با ديگر زباله ها يكجا دور ريخته شوند آلوده شده و قابل بازيافت نخواهند بود.
-بازيافت بسياري از مواد زايد،ضمن كاهش استفاده بشر از منابع طبيعي محيط زيست،از تبديل اين مواد به عوامل مضر زيست محيطي جلوگيري مي كند.
-كاغذهاي باطله،شيشه،آلومينيوم و ...را همراه با ساير زباله هاي خانگي دور نريزيد،هر يك از آنها را تفكيك شده در جعبه ها يا ظروف مخصوص جمع آوري كنيد. به اميد زماني كه هر روز را روز زمين پاك بدانيم |+| نوشته شده توسط پیام شهابی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 15:35 نگاهی نو
مي بينيد چه زيبا داره مستقيم به لنز دوربين نگاه مي كنه!
اين دوستمون هم دوربين رو با دشمن اشتباه گرفته! |+| نوشته شده توسط پیام شهابی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 11:0 دو عکس از جناب مارمولک...
مارمولکهایی که عده ی بسیاری اونها رو زشت و کریه تلقی می کنند٬به نظر شما زیبا نیستند؟
|+| نوشته شده توسط پیام شهابی در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 15:9 ای کاش کمی از از دیگران می آموختیم...
در این لینک٬ببینید تلاش ماموران آتشنشان روس را برای نجات قویی که در دریاچه یخ زده گرفتار شده است و در این لینک ببینید حماقت هم وطنمان را در کمک(!)به قویی که به دلیل نامساعد بودن شرایط آب و هوایی به دریاچه سقوط کرده است.البته این دوست خوبمان تنها نیست٬موج حماقت در کشور عزیزمان بیداد میکند! |+| نوشته شده توسط پیام شهابی در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 12:47 |
|





